روند منطق: درخت ارزش
|
||||||||||||||
|
||||||||||||||
|
|
|
||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
درآمد به منطق (ایروینگ کپی-کارل کوهن) فصل یازدهم تئوری تسویر کشف تسویر توسط فرگه ژرفترین پیشرفت تکنیکال تاکنون در منطق است. ــ Michel Dumment فصل یازدهم (تئوری تسویر) دارای قسمت زیر است: ۱- نیازمندی به تسویر/Quantification با توجه به توانمندی که در فصلهای نهم و دهم بدست آوردایم و همینطور در این فصل(یازدهم) بدست خواهیم آورد؛ ازاین پس یادداشتهایی با عنوان "نگاه نزدیکتر به منطق" همراه با برگردان کتاب خواهد آمد. توضیح بیشتر در خود آنها آمده است. دراینجا دو یادداشت, که فصلهای نهم و دهم درآن مفروض است، با عناوین زیر آمدهاند: خلاصه فصل یازدهم-تئوری تسویر: در 11.1 توضیح دادیم که تکنیکهای تحلیلی فصلهای قبل برای آن دسته از استدلالها که اعتبار آنها به ساخت داخلی آنها وابسته است کافی نیست. پس، به شرح سورگذاری عبارات عام بعنوان بک تئوری، با چند نمادسازی بیشتر، پرداختیم، بگونهای که بتوان این ساخت داخلی را عیان ساخت تا در نتیجه توانمندی تحلیلی ما غنای بسیار یابد. در 11.2 گزارههای متفرد را توضیح دادیم؛ نماد برای یک متغیر انفرادی (x) و نیز برای ثابتهای انفرادی (حروف کوچک از a تا w) و برای ویژگیها (حروف بزرگ) معرفی کردیم. سپس به معرفی تابع گزارهای پرداخته، آنگونه که عبارت باشد از: از یک عبارت شامل یک متغیر انفرادی، بقسمی که وقتی یک ثابت انفرادی جانشین آن متغیر انفرادی شود آنگاه آن عبارت یک عبارت گزارهای شود. بنابراین میتوان یک گزاره از یک تابع گزارهای توسط روند موردسازی بدست آورد. در 11.3 گفتیم چگونه میتوان از تابع گزارهای بوسیله تعمیم، یعنی باکاربرد سورهایی مانند "هرچیز"، "هیچ چیز" و "بعض چیز"، گزاره بدست آورد. همچنین سور عمومی (x) به معنای "برای هر x" داده شدهای"، و سور وجودی (x∃) به معنای "حداقل یک x وجود دارد بقسمیکه" را معرفی کردیم و نیز بر روی مربع تقابل رابطه سور عمومی و سور وجودی را نشان دادیم. در 11.4 نشاندادیم، هر یک از گزارههای عام:
بصورت صحیح با توابع گزارهای و سور نمادگذاری میشوند. در 11.5 با اقزودن چهار قاعده استنتاج لیست قواعد استنتاج را بشرح زیر گستراندیم:
و نشانداده شد که چگونه با آنها و 19 قاعده پیشتر گفتهشده میتوان برهان صوری اعتبار آن دسته از استدلالهای استنتاجی که وابسته به ساخت داخی گزارههای غیرمرکب است را ساخت. در 11.6 نشان دادیم چگونه میتوان متد ابطال منطقی/Refutation/تبکیت را بوسیله قیاس(ــ تمثیل) برای اثبات بیاعتباری استدلالهای دارای گزارهها سوردار بکار برد. یعنی، با ایجاد یک مدل یا عالم ممکن که دارای دقیقاً یک، یا دقیقاً دو یا دقیقاً سه (و مانند آن) شئی انفرادی باشند و نیز باز نویسی گزارههای متشکله آن استدلال در این عالم ممکن. یک استدلال سوردار(مسور) نامعتبر است اگر بتوان نشان داد یک عالم ممکن دارای حداقل یک شئی انفرادی هست، بقسمی که در آن عالم، مقدمات استدلال درست و نتیجه آن نادرست است. در 11.7 توضیح دادیم چگونه میتوان استدلاهای ناقیاسی/asyllogistic arguments، یعنی آنها که دارای گزارههای غیر قابل کاهش به گزارههای I، E، A و O و گزارههای منفرد هستند، را نمادگذاری و برآورد کرد. در مورد پیچیدگی گزارههای جداساز و آنها که ابتدا باید معنای منطقی آنها فهمیده شود و سپس به توایع گزارهای و سوردار درآیند نیز توجه دادیم. |
|
|
|
| فصل هفتم-قیاسهای حملی | |||||||||||||||||||||||||||||
|
درآوردن قیاس به شکلهای گوناگون، به نظر من، یکی از زیباترین و همچنین مهمترین چیزهاست که ذهن بشر آنها را ساخت. — گوتفرید لایپ نیتز |
|||||||||||||||||||||||||||||
|
این فصل دارای ۶ قسمت بشرح زیر است: ۷-۱ قیاسهای حملی استاندارد-ساخت ۷-۲ سرشت صوری قیاس ۷-۳ تکنیک نموداری ون برای آزمون قیاس ۷-۵ نمایان کردن پانزده صورت معتبر قیاس ۷-۶ استنتاج پانزده صورت معتبر قیاس حملی ۷-۷ خلاصه فصل ۷ در این فصل(۷)، بررسی قیاس حملی استاندارد-ساخت، عناصر آن، صور آن، اعتبار آن، و قوانین حاکم بر صحت آن، بررسی خواهدشد. یک قیاس حملی عبارت است از یک استنتاج که فقط دارای سه گزاره حملی است. بعبارت دیگر، نتیجه که خود یک گزاره حملی است از دو مقدمه که آنها نیز گزاره حملی هستند بدست آمده است، مانند: هیچ پهلوان ترسو نیست. در قسمت ۷.۱ حد مِهین (یا اکبر)، کِهین (یا اصغر)، و میان (یا وسط) یک قیاس را بشیوه زیر متمایز کرده:
بعلاوه، اصطلاحات ضرب و شکل قیاس معرفی شدند. ضرب یک قیاس عبارت است از ترتیب قرار گرفتن سه حرف (A، E، I، یا O)، که هر یک مشخص کننده نوع گزاره بکار رفته در قیاس است. شکل یک قیاس با توجه به قرار گرفتن حد میانه در مقدمات تعیین میشود. چهار شکل قیاس حملی استاندارد-ساخت به قرار زیر هستند:
در قسمت ۷.۲ توضیح داده که چگونه شکل و ضرب یک قیاس حملی استاندارد-ساخت باهم صورت منطقی آنرا تعین میکنند(ضرب × شکل = صورت). با توجه به اینکه ۶۴ ضرب در هر یک از چهار شکل میتواند ظاهر شود، بطور دقیق ۴×۶۴=۲۵۶ قیاس حملی استاندار-ساخت وجود دارد که از آن میان فقط تعدادی معتبر هستند. در قسمت ۷.۳ شرح تکنیک نمودارهای وِن برای آزمون اعتبار قیاس خواهد آمد. در این روش از دایره های همپوشان که بگونه مناسب نشاندار و سایه دار شدهاند برای نمایش معنی مقدمات استفاده خواهدشد. در قسمت ۷.۴ شش قانون ضروری برای قیاسهای استاندارد-ساخت [قوانین انتاج] ارائه و نام مغالطه حادث از شکستن هر یک از این قوانین ذکر میگردد. قانون ۱. هر قیاس حملی استاندارد- ساخت باید بطور دقیق داری سه حد باشد، و کاربرد هر یک از آنها در سراسر استدلال باید با معنای یکسان باشد. نقض: مغالطه چهار حدی. Fallacy of four Terms قانون ۲. در یک قیاس حملی استاندارد-ساخت معتبر، حد میانه باید حداقل در یک مقدمه توزیعشده باشد. نقض: مغالطه حد میانه توزیعنشده. Fallacy of Undistributed middle قانون ۳. در یک قیاس حملی استاندارد-ساخت معتبر هرگاه یکی از حدها در نتیجه توزیع شده است، آنگاه در مقدمات هم باید توزیعشده باشد. نقض: مغالطه گذر خلاف مهین/ کهین. Minor/Illicit Major قانون ۴. هیچ قیاس حملی استاندار- ساخت با دو مقدمه سلبی معتبر نیست. نقض: مغالطه حصر مقدمات. Fallacy of Exclusive Premises قانون ۵. اگر یکی از مقدمات قیاس حملی استاندار-ساخت سلبی باشد، نتیجه هم باید سلبی باشد. نقض: مغالطه اخذ نتیجه ایجابی از مقدمه سلبی. Fallacy of drawing an affirmative conclusion from negative Premises قانون ۶. هیچ قیاس حملی استاندار-ساخت معتبر با داشتن نتیجه جزئی نمی تواند دارای دو مقدمه کلی باشد. نقض: مغالطه وجودی. Existential Fallacy در قسمت ۷.۵، نمایش ۱۵ صورت معتبر قیاس حملی را ارائه، ضرب و شکل آنها را نیز مشخص، و بعلاوه نام سنتی(لاتینی) آنها را نیز آورده. در قسمت ۷.۶ استنتاج ۱۵ صورت معتبر قیاس حملی را ارائه و ثابت کرده که در فرآیند حذف صورتهای نامعتبر فقط ۱۵ صورت باقی میمانند که ۶ قانون قیاس را نقض نمی کنند. |
|||||||||||||||||||||||||||||
|
فصل ۶ - گزارههای حملی(Categorical Propositions) |
| مانند مولیر که از مدتها قبل پیبرده بود به نثر سخن میگوید، من نیز پیبردهام که از مدتها قبل به ساختن گزاره مشغولم. با خود گفتم ،بله، هرگاه زبانم بکاری بیش از جنبیدن مشغول است، گزاره میسازم. من از آنها جملهها را میسازم. من چیزی در باره چیزی میگویم. بنابراین میباید در یک گفتگوی جدی بتوانم آن دو قسمت از گزارههای خود را بدقت مورد اشاره قراردهم. من باید بدقت بدانم درباره چهچیزی صحبت میکنم و نیز باید بدانم چهچیزی درباره آن میگویم ـ Arthur Astom Luce |
|
نظریۀ استنتاج: ۶.۱- نظریه استنتاج ۶.۳-چهار گونه گزاره حملی استاندارد-ساخت ۶.۵-مربع تقابل سنتی ۶.۷-مغالطه وجودی: نهاده وجودی و تعبیر گزارههای حملی قسمت ۷ این فصل به مسئله چالشبرانگیزی موسوم به "نهاده وجودی" میپردازد. توضیح آنکه: مطابق با تفسیر ارسطویی (مربع تقابل سنتی)، نقیض قضیه موجبه کلیه "همه ساکنان مریخ سرخموهستند" عبارت است از قضیه سالبه جزئیه "بعضی ساکنان مریخ سرخمو نیستند". و بازهم مطابق تفسیر ارسطویی (و هم تفسیر بولی که در متن به تفصیل آمده است) قضیه سالبه جزئیه دارای ویژگی "نهاده وجودی" است. یعنی قضیه اخیر، خبر از آن دارد که حداقل یک ساکن مریخ وجود دارد. میدانیم هردو قضیه نادرست هستند و در عین حال متناقض نیز هستند ولی دو گزاره متناقض هردو نمیتوانند نادرست باشند و هردو نیز نمیتوانند درست باشند. این قسمت کوشش بر رهاندن مربع تقابل سنتی ازاین چالش سربرآورده دارد. ۶.۸-نماد و نمادسازی برای گزارههای حملی ۶.۹-خلاصه فصل ۶ |
|
|
|
|
|