فصل۵- مغالطه
این فصل، فصل پنجم، آخرین فصل بخش یکم (منطق غیر صوری) کتاب درآمد به منطق است و آن گونه که فرگه میگوید در آن، به آشکاری مغالطههای غیر صوری میپردازیم.
۱.۵ مغالطه چیست؟:
در قسمت یکم میگوییم مغالطه گونهای از استدلال است که ممکن است به نظر صحیح بیاید، اما، با بررسی ثابت میشود که چنین نیست. از تقسیم مغالطه به صوری و غیر صوری خواهیم گفت و این که در این فصل فقط به مغالطههای غیر صوری خواهیم پرداخت.
۲.۵ طبقهبندی مغالطهها:
در این در این قسمت مغالطات عمده غیر صوری را تحت چهار عنوان گروهبندی میکنیم: (۱) مغالطههای ربط، (۲) مغالطههای استقرای معیوب، (۳) مغالطههای پیشفرضی، (۴) مغالطههای ابهام. در ادامه، قستهای بعد، در هر گروه، اعضای آن را نام میبریم، آنها توضیح میدهیم، و رایجترین گونههای دلیلآوری خطا را به تصویر میکشیم.
۳.۵ مغالطههای ریط:
• ربط۱. چنگاندازی به مردم
یک مغالطه غیر صوری که در آن پشتیبانی نتیجه یا بعضی نتیجه استناد به باور عموم است.
• ربط۲. استناد به انگیزهها(ترحم)
مغالطهای که در آن استدلال بجای دلیلآوری به سخاوت، همدلی یا بخشایش تکیه میکند.
• ربط۳ شاهماهی سرخ
مغالطهای که در آن، عمداً مرکز توجه از موضوع موردبحث به انحراف کشانده میشود.
• ربط۴ پهلوانپنبه
مغالطهای که در آن، موقعیت حریف تندوتیز تر ازآنچه هست یا نامعقولتر ازآنچه واقعاً ادعاشده جلوه داده میشود.
• ربط۵آ. تاختن بر شخص: تباهگری
مغالطهای که در آن، استدلال به تاختن بر شخص ، در جایگاهی که ایستاده، تکیه دارد.
• ربط۵آ۱. تاختن بر شخص:تباهگری (مغالطه ژنتیک)
مغالطهای که در آن مأخذ مقدمات استدلالِ موردحمله بازگویی میشود؛ سپس این مأخذ مورد تباهگری قرار میگیرد.
• ربط۵ب. تاختن بر شخص: جریان امور واقع
گونهای مغالطه تاختن بر شخص که خطای آن، بهرهوری از امور واقع شخصی یک فرد بهعنوان مقدمه برای استدلال علیه آن فرد است.
• ربط۵پ. تاختن بر شخص: tu quoque- شما هم نیز(باز کی حرف زد!)
گونهای استدلال تباهگر که خطای آن، برگرداندن پرسش به ناقد یا پرسشکننده است.
• ربط۵ت. تاختن بر شخص: زهرآگین کردن سرچشمه
گونهای استدلال تباهگر که در آن، ماندگاری دلیلآوری خردمندانه بهوسیله تاختن بر راستگویی یا درستکاری حریف در اندیشگیاش، از دست میرود.
• ربط۶. استناد به زور :
مغالطهای که در آن برهانآوری آشکارا یا نهانی بر هراساندن استوار است.
• ربط۷. ازدستدادگی سررشته/جاده خاکی(نتیجه بیربط)
مغالطهای که در آن، مقدمات پشتیبان نتیجهای جر آنچه به میان آوردهاند هستند.
۴.۵- مغالطات استقرای معیوب
• استقرا۱. استناد به جهل
مغالطهای که در آن، گزارهای بهعنوان درست پذیرفت شده چون نادرستی آن ثابت نشده، یا نادرست پذیرفتهشده چون درستی آن ثابت نشده.
• استقرا۲. استناد به مرجع بیربط
مغالطهای که در آن، نتیجهای بهعنوان درست پذیرفته میشود، تنها چون، یک خبره گفته درست است. این، یک مغالطه است یا نه برمیگردد به ربط زمینه خبرگی یک خبره با آن نتیجه.
• استقرا۳. علت کاذب
مغالطهای که در آن، چیزی که بهراستی علت بعض چیز نیست، همچون علت آن، بکار برده میشود.
• استقرا۳آ. علتشمردن مقدم
مغالطهای که در آن، چنین انگاشته که علت رویدادی، رویدادی است که اندکی پیشگام است. به گونه لفظی ، "چون پسازاین؛ پس این."
• استقرا۳ب. شیب لغزنده
مغالطهای که در آن، ادعا میشود، تغییرات در جهتی خاص، بهناچار منجر به تغییرات بیشتر (معمولاً ناخوشایند) در همان جهت میگردد.
• استقرا۴. تعمیم شتابزده
مغالطهای که در آن، فردی خامدستانه از یک مورد تک یا موارد خیلی کم، بهسوی یک تعمیم بزرگ-مقیاس دربارهی همه موارد یا بیشتر موارد پیش میرود. این مغالطه همچنین به "حالت خاص وارونه" نیز شناخته میشود.
تمرین
تمرین
۵.۵- مغالطههای پیش فرضی:
• پیشفرضی۱. حالت خاص
مغالطهای که در آن، تعمیمی در مورد یک حالت جزئی بکار رفته که مشمول کاربرد آن تعمیم نیست.
• پیشفرضی۲. پرسش مرکب
مغالطهای غیر صوری که در آن، یک پرسش بهقسمی پرسیده میشود تا به گونه پیشفرض درستی بعض نتایج در آن پنهانشده باشد.
• پیشفرضی۳. مصادره به مطلوب
مغالطهای غیر صوری که در آن، نتیجه یک استدلال همچون یکی از مقدمات، فرض یا بیان میشود.
۶.۵- مغالطههای ابهام:
• ابهام۱. چندمعنایی
مغالطهای که در آن، دو یا تعداد بیشتر معنی در بخشهای مختلف یک استدلال برای واژه یا عبارت بکار گرفتهای، بهتصادف یا بهعمد، وجود دارد.
• ابهام۱آ. چندمعنایی: واژگان نسبی
مغالطهای که در آن، واژهای در مقدمات با معنی نسبی (یا غیر نسبی) بکار رفته و همان واژه در نتیجه با معنی غیر نسبی (یا نسبی) مراد نظر است.
• ابهام۲. ابهام ساختاری(چند گویگی)
مغالطهای که در آن، ترکیب سست و خامدست واژگان میتواند به بیش از یک طریق تعبیر شود؛ استدلال دارای مقدمهای است وابسته به یک تعبیر، حالآنکه نتیجه بر تعبیر دیگر تکیه دارد.
• ابهام۳. تأکید
یک مغالطه ابهام آنگونه که، در استدلال مقدمهای هست که تکیهبر تأکید ممکن برخی از واژهها دارد، اما نتیجه تکیهبر تأکید دیگری از همان واژهها بامعنی متفاوت دارد،
• ابهام۴. ترکیب
یک مغالطه ابهام که در آن، یک استدلال به خطا ویژگیهایی را به اجزای یک کل (یا به اعضای یک گردآمده) نسبت داده، مبنی بر این واقعیت که آن کل(یا آن گردآمده) دارای آن ویژگیها هست.
• ابهام۵. تفصیل
یک مغالطه ابهام که در آن، یک استدلال به خطا ویژگیهایی را به یک کل (یا به یک گردآمده) نسبت داده، مبنی بر این واقعیت که اجزای آن کل (یا اعضای آن گردآمده) دارای آن ویژگیها هستند.
تمرین