درآمد به منطق-فصل  ۳

 . . نماد، تاروپود همه اندیشه و همه پژوهش است، زیستِ اندیشه و دانش درون نشانه‌هاست، نادرست‌ است فقط بگوییم داشتن زبان خوب برای اندیشگی خوب مهم است، بلكه گوهر هستی آن است.   _چارلز ساندرز پیرس(فیلسوف و منطقی آمریكایی)

 

"پسرم، بدان از زباپرند!
از آن فک‌های گاز گیر
از آن چنگال‌های به چنگال گیر
بدان و دورباش از آن جابجاپ پرنده
از آن سیادیو دودیخش!"
—  لوئیس کارول، آلیس آن‌سوی آینه.
“Beware the Jabberwock,
my son! The jaws that bite,
the claws that catch!
Beware the Jubjub bird, and shun
The frumious Bandersnatch!” 
—Lewis Carroll, Through the Looking-Glass, 1871

فصل۳- تحلیل زبان

زبان ابزار انتقال پیام (و خود پیام) است، اما آن‌چنان ظریف و پیچیده كه می‌تواند چندگانگی كارکرد آن‌ ازنظر پوشیده بماند. ما به‌طور طبیعی میل به ساده‌سازی داریم، اما عدم توجه به بستر كارگیری زبان و اغراض متنوعی كه زبان به خدمت آن‌ها درمی‌آید، ممكن ‌است ما را در كج‌راهی ناشی از واژه‌ها و گفتار قرار دهد. واژه‌ها همیشه به ‌انجام‌وظیفه ‌آنچه به‌ظاهر می‌نمایند نیستند. در این فصل(و فصل بعد) به تحلیل زبان و چندگانگی کارکردهای آن می‌پردازیم، و گونه‌های كج‌فهمی و بدكارگیری آن را كه می‌تواند ناشی از این پیچیدگی‌ها باشد، بررسی می‌کنیم:

۱.۳ سه کارکرد بنیادین زبان:
در این قسمت سه کارکرد بنیادین زبان به‌قرار:

 ۱- گزارش‌ورزی    ۲- سخن‌ورزی   ۳- خواست‌ورزی

را شناسایی می‌کنیم. سپس بحث را با کارکرد چندگانه زبان ادامه و در پی آن دو کارکرد دیگر نیز به‌قرار:

۴- آئینی    ۵- کنش‌ورزی

را شناسایی خواهیم کرد. سرانجام، با توضیح رابطه بین کارکردها زبان و صورت‌های زبان این قسمت را به پایان می‌بریم.
تمرین برای ۱.۳


۲.۳ زبان، انگیزه و باور:
ازآنجاکه یک جمله، یا یک قطعه متن می‌تواند در خدمت چندین کارکرد درآید — برای مثال، ضمن آنکه گزارش امور واقع است در بیان احساسات نیز باشد — به‌کارگیری ماهرانه زبان و دست‌کاری‌ آن می‌تواند فریبنده باشد. در این قسمت ما واژگان خنثی (خاموش) و انگیزاننده را بحث خواهیم کرد. توضیح می‌دهیم  منازعات می‌توانند برخاسته ۱- از ستیز باورها درباره امور واقع، یا ۲-از کشمکش انگیزه‌ها درباره آن امور واقع که بر درستی آن‌ها ممکن است همسازی داشت یا نداشت، باشند. ما به اهمیت کاربرد زبان خنثی در مجادلات منطقی تأکید خواهیم کرد.


۳.۳ انگیزه‌مندی و باورمندی در مجادلات:
ازآنجاکه، معنی لفظی و معنی انگیزشی [عبارات] مستقل از یكدیگرند، در مباحثات بین افراد و دسته‌ها، بخصوص در مسائل چالش‌برانگیز، ممكن است درباره اینكه امور واقع چه هستند هماهنگی یا ناهماهنگی باشد. بعلاوه ممكن است در انگیزه نسبت به این امور واقع، نیز هماهنگی یا ناهماهنگی وجود داشته باشد. در این قسمت دراین‌باره بحث می‌کنیم.
تمرین برای ۳.۳

۴.۳ ابهام در مجادلات و سرانجام آوری آن‌ها:
در این قسمت ما سه قسم متفاوت از مجادلات را تمیز می‌دهیم:
۱- جدل گوهری، آن‌ها که در آنچه ستیز بر سر باورها و چه ستیز بر سر انگیزه‌ها است،
۲- جدل صرفاً لفظی، آن‌ها که برخاسته از کار زدن تشخیص نداده عبارات مبهم هستند،
۳- جدل ظاهراً لفظی درواقع گوهری، آن‌ها که گوهری‌اند هستند ولی در سطح لفظی‌ به نظر می‌آیند. در این قسم از جدل حتی اگر ابهام‌های آشکار حذف شوند هنوز تفاوت حقیقی باقی خواهد بود. این قسمت را با یک روند نما برای تشخیص ناسازی در منازعات به پایان می‌بریم.
تمرین برای ۴.۳