درآمد به منطق-فصل  ۴

از آنجائی كه همه عبارات توسط عبارات دیگری تعریف می‌شوند، چنانچه قرار است نقطه آغازینی برای تعاریف خود داشته باشیم، دانش بشر همیشه باید پذیرای عبارات قابل‌درک بدون تعریف باشد. برتراند راسل

 

كارگیری باریكانه و بجای زبان كمك توانمند به درست اندیشگی است، به واژه درآوردن بجای آنچه میخواهیم نیازمند به روشن‌ساختن ذهن به آنچه میخواهیم است. ویلیام بوریج Beveridge، آماردان و اقتصاددان.

یک تعریف خوب همچون قالبی از یک برهان است. ارسطو

فصل۴- تحلیل زبان(تعریف)

آنگاه‌که در زبان، انتخاب واژه با سهل‌انگاری یا اشتباه انجام پذیرد، آنچه قرار است ابزار باشد به افزونگی و سرباری افزوده و درواقع به ما تحمیل می‌گردد. در فصل قبل گفته شد كه ناسازگاری بین دو گروه می‌تواند برخاسته از انگیزه‌ها یا باورها (و یا هردو) باشد. این نوع ناهماهنگی‌ها را گوهری نام نهادیم. اما دیدیم ناسازگاری می‌تواند از بد بکار بردن یا بدفهمی واژه‌ها نیز باشد، كه در این حالت آن‌ها را مجادلات صرفاً لفظی نام دادیم. كارایی یك تعریف خوب در فرجام آوری این نوع از مجادلات نقشی ارزنده به عهده دارد. بنابراین "تعریف" موضوع اصلی این فصل است.

در این فصل چندین نوع تعریف و کاربرد آن‌ها ارائه و همچنین روش‌های ساختن این تعاریف همراه با قواعد بکار بستن آن‌ها بررسی می‌گردد.

۱.۴ تعریف چیست و کاربرد آن:
در ۱.۴، ابتدا توضیح‌ می‌دهیم که یک تعریف صرفاً توضیح یک نشانه به‌وسیله نشانه‌های دیگر است. سپس واژه‌های تعریفشده[معرَف] (نشانه‌ای ‌که ‌تعریف‌ می‌شود) و تعریفگر[معرِف](نشانه‌هایی که برای توضیح معنی تعریشده بکار می‌روند) را معرفی می‌کنیم. آنگاه پنج نوع تعریف و کارکرد‌های عمده آن‌ها را به‌قرار زیر تمیز می‌دهیم:
۱. تعریف قراردادی، که در آن معنی به تعدادی نشانه نظیر شده است. تعریف قراردادی گزارش نیست که بتواند درست یا نادرست باشد؛ بلكه پیشنهاد، قطعنامه ،درخواست، یا دستورالعملی جهت کاربرد تعریشده، به قسمی که در تعریفگر معین‌شده، است.
۲. تعریف واژگانی به گزارش معنایی می‌پردازد كه هم‌اكنون تعریفشده دارد و بنابراین می‌تواند درست یا نادرست باشد.
۳. تعریف روشنگر فراتر از كاربرد عادی رفته، و تلاش بر رفع ابهامات در مرزهای تردید دارد. تعریفشده آن هم‌اكنون دارای معنا است، اما این معنا مبهم است. بخشی ازآنچه كه در این‌گونه تعاریف برای رسیدن به‌دقت و روشنگری اضافه می‌گردد، خود امری وابسته به قرارداد خواهد بود.
۴. تعریف نظری در پی پیكربندی نظری قابل‌قبول یا توصیف علمی‌ مفید برای آن چیزهایی است كه عبارت(تعریفشده) آن‌ها را بكار می‌برد.
۵. تعریف اقناعی به دنبال نفوذ بر گرایش‌ها یا تحریك عواطف است، بجای بکار بردن زبان گزارش‌ ورز، زبان را به شیوه سخن‌ ورز بكار می‌گیرد. از میان این پنج گونه تعریف، به‌طور عمده: دو گونه ‌اول (قراردادی و واژگانی) برای چند پهلویی، سومی(روشنگر) به خاطر رفع ابهام، چهارمی(نظری) برای درك پیشرفته نظری، و پنجمی(اقناعی) برای تأثیر بر کردار بكار می‌روند.

۲.۴ ساختار تعریف(۱): مصداق و مفهوم:
مراد از ساختار تعریف، نه کارکرد آن بلکه گونه ساختن آن است. در ۲.۴ می‌گوییم یک عبارت‌عام بر بیش از یک شئ به گونه درست قابل کار زدن است. گردآورد این اشیاء مصداق عبارت‌عام را تشكیل می‌دهد. مجموعه تمام ویژگی‌های مشترك بین همه و فقط همه آن اشیاء تشکیل‌دهنده مفهوم آن عبارت است. مصداق یك عبارت از روی مفهوم آن معین می‌شود، اما مفهوم از روی مصداق تعیین نمی‌شود؛ بنابراین عبارات‌ با مفاهیم مختلف می‌توانند دارای مصداق یكسان باشند؛ اما عبارات با مصداق مختلف نمی‌توانند مفهوم یكسان داشته باشند.
تمرین

۳.۴ ساختار تعریف(۲): تعریف مصداقی(یا تفکیکی):
در ۳.۴، توضیح می‌دهیم چگونه می‌توان با استفاده از مصداق یك عبارت ‌عام به ساختن تعریف مصداقی پرداخت، تعریف مصداقی یک عبارت‌عام، گرد‌‌آوُردی از چیزهایی را مشخص می‌کند، که آن عبارت، دربردارنده آن‌هاست. انواعی از آن ارائه و به محدودیت‌های آن‌ها نیز اشاره می‌گردد:
۱. تعریف با مثال: كه در آن نمونه‌‌هایی از اشیاء مورد دلالت عبارت عام ارائه می‌گردد.
۲. تعریف اشاره‌ای(یا نمایشی): كه در آن با اشاره کردن به‌طرف اعضای مصداق عبارت تعریفخواه آن را نشان می‌دهیم.
۳. تعریف نیمه ‌اشاره‌ای(یا نیمه نمایشی): كه در آن اشاره ‌كردن با عبارتی توصیفی، كه معنای آن دانسته فرض شده، همراه است.
تمرین

۴.۴ ساختار تعریف(۳): تعریف مفهومی:
در ۴.۴، برای تعریف مفهومی عبارات ‌عام کوشش خواهیم کرد، و ازآنجاکه تعریف مفهومی دارای پیچیدگی‌های خاص خود است، ابتدا سه نوع برداشت مختلف از مفهوم تمیز خواهیم داد: ذهنی، عینی، و متعارفی.
مفهوم ذهنی یک واژه عبارت است از مجموعه تمام ویژگی‌هایی که گوینده معتقد است تمام عناصر مورداشاره آن واژه، آن ویژگی‌ها را دارا هستند.
مفهوم عینی یک واژه عبارت است از مجموعه تمام ویژگی‌هایی مشترک اشیاء داخل در مصداق آن عبارت.
مفهوم متعارف یک واژه عبارت است از مفهوم پذیرفته‌شده عمومی آن واژه؛ یعنی همان معنای همگانی که تبادل پیام را میسر و آسان می‌کند.
در ادامه توضیح‌ می‌دهیم چگونه می‌توان با استفاده از مفهوم یك عبارت ‌عام به ساختن تعریف مفهومی آن عبارت پرداخت، انواعی از آن ارائه و به محدودیت‌های آن‌ها نیز توجه خواهد شد:
۱. تعریف ترادفی، در آن عبارت دیگری كه معنای آن، هم‌اکنون دانسته است، و مشابه با عبارت مورد تعریف است، ارائه می‌شود.
۲. تعریف كنش‌مند یک عبارت این‌گونه بیان می‌شود که: یک عبارت(تعریفشده) در یک حالت داده‌شده به گونه درست بکار بردنی است اگر و فقط اگر انجام دنباله‌ مشخصی از اعمال مشخص در آن حالت همیشه نتیجه مشخصی را به دنبال داشته باشد.
۳. تعریف به جنس و فصل، در آن ابتدا نام یک جنس را آورده به قسمی ‌كه نوع موردنظر تعریفخواه زیر-طبقه آن باشد، سپس نام یک ویژگی را آورده كه جداكننده اعضای این نوع از همه اعضای دیگر انواع آن جنس باشد(فصل).
روش‌های تعریف به شیوه مفهومی را می‌توان در هر پنج نوع تعریف یادشده در قسمت ۲.۴ بکار بست: قراردادی، واژگانی، روشنگر، نظری یا اقناعی.
تمرین

۵.۴ تعریف به جنس و فصل:
در ۵.۴ به پیكربندی و توضیح پنج قاعده وضع‌شده سنتی برای تعریف به جنس و فصل پرداخته شد:
قاعده ۱: یک تعریف باید ویژگی‌های ضروری (ذاتی/متعارف) نوع را بیان نماید.
قاعده ۲: تعریف نباید دوری باشد.
قاعده ۳: تعریف نباید زیاده باریک یا زیاده گسترده باشد.
قاعده ۴: تعریف نباید با زبانی چندپهلو، کدر و کنایی بیان شود.
قاعده ۵: تعریف وقتی می‌تواند ایجابی باشد، نباید سلبی باشد.

تمرین